ای که دچار منی ، دچار تو هستم
از دل گهواره بی قرار تو هستم
با تو نفس می کشم چه حس غریبی ست
در همه ی لحظه ها کنار تو هستم
تیر ِ کمان ِ محبتت به هدف خورد
صید نگاه تو ام شکار تو هستم
جان پدرمادرم فدای عزیزت
پیش مرگ ِ تیره و تبار تو هستم
عشق تویی ، بندگی ؛ غلامی عشق است
تا ابدالدهر پای ِ کار تو هستم
ماه پر از نور آسمان خداوند
دور و بر حلقه ی مدار تو هستم
نان نجف خورده ام به جوش و خروشم
شیعه ام و تاب ذوالفقار تو هستم